مقاومت راهبردی ایران و شکست آمریکا

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ تحولات سالهای اخیر غرب آسیا نشان داده معادلات امنیتی و سیاسی منطقه بیش از هر زمان دیگری به سرنوشت روابط ایران و آمریکا گره خورده است. از سویی فشارهای واشنگتن علیه تهران نتوانسته است اهداف اعلام شده خود را محقق کند و از سوی دیگر، کشورهای منطقه بهویژه کشورهای عربی در پی بازتعریف جایگاه خود در نظم جدید منطقهای هستند.
ایران توانست با وجود تحریمها و فشارهای سنگین، انسجام ملی، توانمندیهای نظامی و شبکه روابط منطقهایاش را حفظ کند
در چنین شرایطی موضوع کاهش حضور نظامی آمریکا، تقویت همکاریهای منطقهای و حرکت به سمت سیاستهای مستقلتر امنیتی به یکی از محورهای اصلی تحلیل کارشناسان تبدیل شده است.
صباح زنگنه، رئیس مرکز مطالعات راهبردی عراق درباره اعلام خبر موافقت ایران با امضای تفاهم نامه پایان جنگ با آمریکا به خبرنگار «راهبرد معاصر» گفت: هر توافق پایداری میان ایران و آمریکا میتواند به کاهش تنشهای منطقهای و کم شدن احتمال رویارویی نظامی منجر شود. چنین توافقی همچنین زمینه را برای شکلگیری ترتیبات امنیتی و اقتصادی جدید در منطقه فراهم میکند. در این میان، کشورهای عربی تلاش خواهند کرد از فضای جدید برای تقویت ثبات و حفظ منافع خود استفاده کنند و از قطببندیها و صفبندیهای شدید منطقهای فاصله بگیرند.
وی افزود: ایران سالهای گذشته توانست با وجود تحریمها و فشارهای سنگین، انسجام ملی، توانمندیهای نظامی و شبکه روابط منطقهایاش را حفظ کند. البته این روند با هزینههای اقتصادی و معیشتی قابل توجهی همراه بود؛ اما میتوان آن را بیش از آنکه پیروزی کامل دانست، «مقاومت راهبردی» توصیف کرد. به نظر من، همین مقاومت راهبردی حتی از پیروزی مورد انتظار نیز قویتر و روشنتر است.
رئیس مرکز مطالعات راهبردی عراق عنوان کرد: حضور نظامی آمریکا در برخی کشورهای عربی از سویی نقش بازدارندهای در برابر برخی تهدیدات امنیتی ایفا کرده، اما از سوی دیگر برای برخی بازیگران منطقهای به منبع تنش تبدیل شده است؛ زیرا این حضور را تهدیدی علیه منافع خود و عاملی برای هدف قرار گرفتن میدانند. بنابراین، تأثیر پایگاههای آمریکایی ترکیبی از بازدارندگی و تولید کانونهای تنش است، هرچند جنبه دوم یعنی ایجاد تنش، نقش پررنگتری دارد.
زنگنه گفت: اگر کشورهای عربی بخواهند سیاست امنیتی مستقلتری در پیش بگیرند، باید توان دفاعی ملی خود را تقویت کنند، صنایع نظامی داخلی را توسعه، شراکتهای بینالمللی خود را گسترش و هماهنگی امنیتی عربی را افزایش دهند. همچنین لازم است دیپلماسی پیشگیرانه را برای حل اختلافات پیش از تبدیل شدن به بحران فعال کنند و روابط گستردهتری با همپیمانان منطقهای مانند ایران برقرار کنند؛ همانگونه که عراق امروز در تلاش است سیاستی متوازنتر و مستقلتر دنبال کند.
وی تصریح کرد: زمینههای همکاری میان ایران و کشورهای عربی بسیار گسترده است. امنیت کشتیرانی دریایی، انرژی، تجارت، سرمایهگذاری، مبارزه با تروریسم، امنیت مرزها، همکاریهای زیستمحیطی، مدیریت منابع آبی و مقابله با چالشهای اقلیمی ازجمله حوزههایی هستند که میتوانند بیشترین منافع مشترک را برای دو طرف به همراه داشته باشند.
مهمترین موانع نزدیکی بیشتر ایران و کشورهای عربی انباشتهای تاریخی، تفاوت در نگاههای امنیتی و ضعف اعتماد متقابل است
به گفته این کارشناس عراقی، تجربه عراق در تعامل همزمان با ایران و آمریکا درسهای مهمی برای دیگر کشورهای منطقه دارد. مهمترین درس این تجربه، اتخاذ سیاست توازن و پرهیز از جانبداری کامل از محورهای متخاصم است. کشورها باید منافع ملی خود را بر کشمکشهای خارجی مقدم بدانند و موقعیت جغرافیایی خود را به بستری برای گفتوگو تبدیل کنند، نه میدان درگیری.
وی تأکید کرد: عراق تلاش کرده است با سیاست «درهای باز»، از سیاست محوربندی فاصله بگیرد و صفحه جدیدی از روابط دوستانه با ایران بگشاید؛ روابطی که بر پایه همکاری و دوستی باشد، نه رقابت و تقابل.
رئیس مرکز مطالعات راهبردی عراق عنوان کرد: مهمترین موانع نزدیکی بیشتر ایران و کشورهای عربی انباشتهای تاریخی، تفاوت در نگاههای امنیتی، درگیریهای منطقهای و ضعف اعتماد متقابل است. این موانع به وسیله گفتوگوی مستمر، احترام به حاکمیت کشورها و ایجاد سازوکارهای مشترک امنیتی و اقتصادی کاهش می یابد. البته پیش از همه اینها باید زبان خطاب رسانهای تغییر و از ادبیات تحریکآمیز به سمت زبانی آرام، سازنده و آشتیجویانه حرکت کند.
زنگنه تصریح کرد: در صورت کاهش حضور نظامی مستقیم آمریکا در منطقه، نظم امنیتی جدید غرب آسیا باید بر پایه امنیت جمعی، احترام به حاکمیت کشورها، مداخله نکردن در امور داخلی، حل اختلافات از مسیر گفتوگو، همگرایی اقتصادی و توازن در روابط بینالمللی بنا شود؛ نظمی که بتواند ثبات منطقه و منافع ملتهای آن را تضمین کند.